آیا برای ازدواج عشق کافیست؟

به نام خدا

آیا برای ازدواج عشق کافیست؟

عاشق شدن یک تجربه ی جادویی و قدرتمند است.هر گفتگو ،هر لحظه درشروع آشنایی کاملا درست و کامل به نظر می رسد اما چیزی نمی گذرد که جذابیت و شیفتگی تبدیل به یک رابطه می شود و ما با واقعیت های چالش برانگیز سهیم شدن زندگی مان با انمسان دیگری مواجه می شویم و همان طور که اولین هفته های جادویی تبدیل به ماه می شوند روزی خود را در حالی می یابیم که از خود می پرسیم :آی این فرد برای من مناسب است ؟پرسیده اید ؟

قبل از آنکه تعهدی برای خود ایجاد کنید ،قبل از آنکه ازدواج کنید یا اگر این رابطه با شکست مواجه شد قبل از آنکه برای بهتر کردن اوضاع تصمیم به ترک رابطه بگیرید .

قبلا هر وقت مصاحبه رادیویی در لوس آنجلس داشتم این سوال را می شنیدم در رابطه با این مشکل بیشتر از هر مشکل دیگری تماس تلفنی داشتم

من عاشق نامزدم هستم اما نگرانم که با او ازدواج کنم اگر چندسال دیگر با کسی آشنا شدم که بیشتر دوستش داشتم چه ؟از کجا بدانم که ما به قدر کافی مناسب یکدیگر هستیم ؟

دو سال است که با زنی آشنا شده ام اما او بچه هایی دارد که نمی توانم با آنها کناربیایم آیا فکر می کنید این رابطه سرانجام خوبی خواهد داشت ؟

من شو شوهرم تمام مدت با هم مشاجره می کنیم او از مراجعه به مشاور امتناع می کند و ما دیگر خیلی به ندرت باهم برخورد صمیمی داریم من او را دوست دارم و دلم نمی خواهد بچه ها لطمه بخورند اما خودم واقعا احساس درماندگی می کنم قبل از آنکه به این زندگی خاتمه دهم از کجا باید مطمئن باشم که دیگر ادامه ی آن بی فایده است ؟

من به تازگی رابطه ی بسیار دردناکی را پشت سر گذاشته ام می خواهم شریکی برای زندگیم پیداکنم اما می ترسم که دوباره لطمه ببینم دفعه ی بعد اگر با کسی آشنا شدم که مناسب من نبود قبل از آنکه قلبم شکسته شود چطور این موضوع را بفهمم ؟

من درد و اندوهی را که این افراد متحمل می شوند را درک می کنم چون خودم هم آن را تجربه کرده ام از اولین رابطه ی جدیم در هفده سالگی تاکنون تا همین اواخر عاشق می شدم بدون آنکه توجه جدی به این داشته باشم که طرفم فرد مناسبی برای من هست یا نه  فقط به همین اکتفا کردم که آنها مرا دوست داشته باشند کسی پیدا می شد و اگر چیز دوست داشتنی در وجود خود داشت رابطه ای را با او آغاز می کردم خودم را متقاعد می کردم که او خودش هست و روز دیگر به این نتیجه می رسیدم که ما برای هم مناسب نیستیم و نظاره گر پایان یافتن این رابطه ی شوم بودم بعد برای خودم متاسف می شدم و در عجب بودم که کجای کار اشتباه بوده است بعد از دلشکستگی های بسیار متوجه شدم که باید ناگزیر با این حقیقت تلخ روبه رو شوم با وجود تجربه ،تحصیلات و تمایل بسیار به خوشبختی پیوسته افرادی را به عنوان شریک زندگیم انتخاب می کردم که مناسب من نبودند من عاشق افرادی می شدم که به دلایل نادرست افراد نامناسبی برایم بودند .

در کمال مسرت باید بگویم که من پنج سال از زندگیم را صرف یادگیری این مطلب کرده ام که چطور باید به خودم و دیگران کمک کنم ،تا انتخاب های عشقی بهتری داشته باشیم تا در انتخاب  کسی که به او عشق می ورزیم موفق تر عمل کنیم و نتایج آن واقعا حیرت انگیز بوده است هنگامی که زمان انتخاب عنوان برای کتاب سوم من رسید دقیقا می دانستم که عنوان آن چه خواهد بود دو کتاب اول من هردو درباره عشق بودند و این کتاب درباره ی شخصی که باید به او عشق ورزیدده شود این کتاب درباره ی این است که بدانیم چه موقع فردی مناسب ما است.

بسیاری از ما افراد نامناسبی را به عنوان شریک زندگی انتخاب می کنیم و در تعجبیم که چرا رابطه ی خوبی با همسرمان نداریم ؟

آیا شما تاکنون در مورد رابطه ی خود با همسرتان یکی از این جملات را گفته اید یا بدان فکر کرده اید ؟

چطور من این قدر کور بودم چرا من نفهمیدم که او واقعا چطور ادمی است ؟

احساس کردم این بار با همه ی دفعات دیگر فرق دارد کجای کارم اشتباه بود؟

اولین بار که با او آشنا شدم واقعا فوق العاده بود نمی دانم حالا چرا عوض شده که دیگر حتی نمی توانم او را تحمل کنم ؟

چرا بعضی روابط به جایی نمی رسند؟

روابط زنشویی به یکی از دلایل ذیل به جایی نمی رسند:

۱)شما با فرد مناسبی هستید اما به شیوه نادرست به او عشق می ورزید

شما و طرف تان در برقراری ارتباط باهم ضعف دارید

نمی دانید چطور صمیمیت میان خو برقرار کنید

شما آنچه را که می خواهید درخواست نمی کنید و این به احساس پشیمانی می انجامد

شما به رابطه ی خود اهمیت نمی دهید

یا

۲)فرد نامناسبی را انتخاب کرده اید

عشق و شیوه زندگی تان با عشق و شیوه زندگی طرف تان همخوانی ندارد

ارزش ها و تعهدات مشترک کافی ندارید

طرف شما دارای نقایص وحشتناکی است که امکان داشتن یک رابطه موفق غیرممکن می گردد

نمی توانید به قدر کفایت آنچه را که نیاز دارید به یکدیگر بدهید

کسی که برای عشق ورزیدن انتخاب می کنید به همان اندازه اهمیت دارد که شیوه ی عشق ورزیدنتان اهمیت دارد.

اغلب افراد وقت و انرژی بیشتری روی تصمیم گیری برای اینکه چه نوع ماشین یا تلویزون خریداری کنند می گذارند تا برای تصمیم گیری در مورد این که چه کسی را برای داشتن با خود انتخاب کنند .

واقعیت عشقی افسانه عشقی
عشق تنها برای کارآمد بودن یک رابطه کافی نیست بلکه به سازگاری و تعهد نیز نیاز است.

 

عشق حقیقی برهمه چیز فائق می شود
شیفتگی است که تنها یک لحظه وقت می برد اما عشق حقیقی نیازمند زمان است. اگر عشق حقیقی باشد به محض آنکه طرف مقابل را ببینید متوجه آن می شوید .
امکان تجربه ی عشق با بیش از یک نفر وجود دارد تنها یک آدم مناسب در دنیا برای شما وجود دارد
شریک زندگی مناسب شما بسیاری از نیازهای تان را برآورده می کند اما نه همه ی آنها را یک شریک بی عیب و نقص نیازهای شما را از هر جنبه برآورده می کند

برگرفته از کتاب آیا تو آن گمشگشته ام هستی ؟ اثر باربارا دی آنجلس

گردآورنده :موسسه ی حقوقی حق جویان شایسته

مشاوره روانشناسی : ۹۰۹۹۰۷۲۹۵۶

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *