چکیده کتاب نگرشی تاریخی به فلسفه حقوق نوشته محمد حسین ساکت

چکیده کتاب نگرشی تاریخی به فلسفه حقوق نوشته محمد حسین ساکت

۱عنوان مقاله: چکیده کتاب نگرشی تاریخی به فلسفه حقوق نوشته محمد حسین ساکت
نویسنده : محمد پیرانی
تعداد صفحات : ۲۰ زیرشاخه : دیگر مطالب حقوقی
حجم فایل : ۲۸۲ kb شماره ثبت : ۱۳۹۳-۴-۱۲-۵۵۷۶۸

سخن گردآورنده:
اینجانب سعی بر آن داشته ام که با مطالعه ی کتاب  نگرشی تاریخی به فلسفه ی حقوق نوشته ی محمد حسین ساکت چکیده ای جامع و کامل و قابل فهم از این کتاب ارائه نمایم. در مطالب پسین ، تنها خلاصه ای از این کتاب ارزشمند فرا روی شما قرار خواهد گرفت و یقینا درک بهتر مفاهیم در گرو تهیه و مطالعه ی این اثر ارزشمند خواهد بود .

فصل اول: فلسفه و مبانی حقوق:
در ابتدا باید هر یک از دو علم فلسفه و حقوق را مورد بررسی قرار دهیم سپس به تاثیرات هریک بر دیگری می پردازیم.
الف)فلسفه و قلمرو آن:
واژه ی فلسفه در واقع لغتی است یونانی و از دو بخش فیلوس یعنی عشق و سوفیا یعنی خرد و فرزانگی تشکیل می شود. بنابراین فلسفه عبارت است از عشق به فرزانگی و دنباله روی از آن.
فلسفه اگرچه در غرب پیشرفت زیادی داشته است لیکن خوستگه اصلی آن را باید هند.مصر . چین و ایران باستان دانست.فیلسوفان در ابتدا علاوه بر اینکه به شرح و توصیف محیط پیرامون خود می پرداختند به نقد و بررسی و فراگیری علوم مختلف نیز دست میازیدند
از دوران کهن تا کنون در خصوص قلمرو فلسفه میان کارشناسا و فیلسوفان اختلاف نظر وجود دارد ولی با این همه می توان گفت که گوهر فلسفه بازتاب منظم روی تجربه است با هدف کسب دید منطقی و کاملی از جهان هستی و جایگاه بشر در آن.
در تقسیم بندی سنتی می توان فلسفه را به پنج شاخه فرعی تقسیم نمود:
۱- متا فیزیک یا ماوراالطبیعت که به مطالعه ی هستی و کلی ترین چیزهایی که می تواند در آن باشد می پردازد.
۲- منطق که به مطالعه ی روش ها و اصولی که روش صحیح تفکر را نشان می دهد می پردازد.
۳- ارزش شناسی که به مطالعه ی ارزش هایی چون اخلاق نیک و بد بشری و خوبی ها و بدی ها می پردازد.
۴- زیبا شناسی که به مطالعه ی زیبایی ها و هنر در طبیعت می پردازد.
۵-شناخت شناسی که به مطالعه ی ریشه ها و روش های اصولی دانش و آگاهی می پردازد.

ب) حقوق و قلمرو آن:
حقوق دارای معانی مختلفی است که معنای مورد نظر ما حقوق به معنی حق است و با پرسش هایی مانند حق چیست . قواعد حقوقی چیست و چرا باید اجرا شوند. برای پاسخ به این سوالات  باید از علم  فلسفه ی حقوق کمک بگیریم.
فلسفه حقوق چیست؟
اکنون با شناختی که از این دو علم پیدا کردیم  به تعریفی از فلسفه ی حقوق می پردازیم. فلاسفه علاقه ای به ترکیب این دو علم نداشتند ولی باید گفت که فلسفه حقوق نمایشگر بازتاب های فلسفی پیرامون مبنای حقوق است که از بینشی فلسفی سرچشمه می گیرد. از اولین کسانی که به حقوق اندکی چهره ی فلسفی داد «رنه دکارت» فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی بود.
پیشینه ی فلسفه حقوق  چیست؟
حقوق تا زمان هگل آلمانی یکی از علوم وابسته به فلسفه بود و فیلسوفان در آن زمان به حقوق اهمیت زیادی می دادند ولی با گذشت زمان خصوصا در قرن ۱۹ میلادی از میزان تمایل  فلاسفه به حقوق کاسته شد و حقوق به دست حقوق دانان از فلسفه جداشدزیرا حقوق دانان عقیده داشتند حقوق دانشی است  خود کفا و کامل و نیازی به علومی مانند فلسفه ندارد.
باید گفت آنچه امروزه در جهان از آن به عنوان فلسفه  حقوق نامبرده می شود در اروپا در سال ۱۸۲۱م با کتاب خطوط برجسته  ی فلسفه حقوق اثر هگل شکل گرفت و پس از جنگ جهانی دوم بود که درس فلسفه حقوق در دانشگاه های جهان مورد تدریس قرار گرفت.
اهمیت فلسفه  حقوق چقدر است؟
شاید از خود بپرسیم که در این دوره ی تکنولوژی و پیشرفت چه نیازی به فلسفه آن هم از نوع حقوقی آن داریم ولی باید به این نکته اذعان کرد که  علیرغم همه ی بی توجهی هایی که نسبت به این علم در جامعه ی دانشگاهی ما می شود  باید بدانیم که این علم در غالب درسی پایه در دانشکده های حقوق کشورهایی چون ایتالیا و فرانسه  تدریس و کلاس های  متعدد آموزشی زیادی هم در مورد آن برگزار می شود که تاثیر به سزایی در حقوق آن کشورها داشته است.
مکتب های موثر در فلسفه ی حقوق
در اینجا به بررسی پنج مکتب و دیدگاه های آنها که تاثیر زیادی بر آن نهادند می پردازیم.
الف) مکتب آرمانی حقوق
در این مکتب از عدالت به عنوان مبنای حقوق بحث می شود و طرفداران آن درکنار ارزش هایی چون: نیکی آزادی و اخلاق و…  از قواعد حقوقی و قانون بحث می کنند.از طرفداران آن می توان به کات و هگل اشاره کرد.
ب) مکتب تاریخی و تکاملی حقوق
از نظر این مکتب حقوق ملت ها تنه بررسی فرایند و سرگذشت تاریخی آن جامعه نیست و در واقع تاریخ است که حقوق را می سازد.از طرفداران آن می توان به ساوینی و مین اشاره نمود.
ج) مکتب سود پرستی یا اصالت نفع
از نظر این مکتب برنامه ای را که در آن سود فردی و اجتماعی رعایت شود را حقوق گویند. از طرفداران آن می توان به بنتام و امیلی اشاره کرد.
د) مکتب جامعه شناسی و واقع گرایی حقوق
از نظر این مکتب حقوق پدیده ای است اجتماعی  و تنها راه شناخت حقوق  بررسی نهاد های اجتماعی است. پاند و هالمز از طرفداران این مکتب اند.
ه) مکتب احیای حقوق فطری
از نظر این مکتب با بررسی  مفاهیم بازسازی شده ی فطری می توان به مبانی اصلی حقوق و اهداف آن پی برد. از طرفداران این مکتب می توان به  دوگی. لاسول و مک دونالد اشاره نمود.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *